یک فنجان چای مهمان من...
HI,...Welcome to my blog,my friends

تابه حال شده از خوانــــدن کتاب های روانشناسی و تکرار عبارات تاکیدی خسته و دلزده شوی و با غرولند به خودت بگویی:«دیگر جواب نمی دهد» یا گاهی اوقات وقتی همه تلاشت را برای رسیدن به کاری انجام می دهی و نتیجه ای نمی گیری، زیر لبت زمزمه کنی:«قانون جذب یک دروغ بزرگ بیش نیست»! اما بگذار همین الان خیالت را راحت کنم که این تنها مشکل شما نیست و میلیون ها مردم دیگر مانند خودت نمی توانند به درستی از قانون جذب استفاده کنند. اما من به شما با دلیل و مدرک ثابت می کنم مشکل فقط خود شما هستید نه قانون جذب!!! 

دوستدار همه دخترای با معرفت و درسخونده

رویا



            ارسال نظر(0)
جمعه 25 اسفند 1391 :: 00:03
samanoo

فقر گرسنگی نیست...

عریانی هم نیست...

فقر چیزی را «نداشتن» است...

ولی آن چیز پول و غذا و طلا نیست...

فقر همان گرد و خاکی است که بر کتاب های فروش نرفته‌ی کتابفروشی می‌نشیند...

فقر تیغه‌های برنده‌ی یک ماشین بازیافت است که روزنامه‌های برگشتی را خرد می‌کند...

فقر کتیبه‌ی سه هزار ساله‌ای است که روی آن یادگاری نوشته‌اند...

فقر سوار شدن و عکس گرفتن با مجسمه‌هایی است که سالیانی دراز مظهر اقتدار این سرزمین بوده‌اند...

فقر پوست موزی است که از پنجره‌ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می‌شود...

فقر همه جا سر می‌کشد...

فقر شب را «بی‌غذا» سر کردن نیست...

فقر روز را «بی‌اندیشه» سر کردن است... 



            ارسال نظر(0)
جمعه 25 اسفند 1391 :: 00:01
samanoo



این دیوانگیست ...



که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از

آنها در دستمان فرو رفته است

متنفر باشیم ...


که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از

آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم



این دیوانگیست ...



که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر

اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم که از

تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از

کارهایمان بی نتیجه مانده است



این دیوانگیست ...



که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز

می شوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان

را زیر پا گذاشته است رد کنیم


این دیوانگیست ...


که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه در یکی

از تلاشهایمان ناکام مانده ایم به امید اینکه در مسیر

خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم



و به یاد داشته باشیم که همیشه ...



شانس های دیگری هم هستند


دوستی های دیگری هم هستند


عشق های دیگری هم هستند


نیروهای دیگری هم هستند

و افق های بهتری هم هستند


تنها باید قوی و پُر استقامت باشیم و همه روزه در

انتظار روزی بهتر و


شادتر از روزهای پیش باشیم ... 

شاد و سربلند باشید.

رویا



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 13:56
samanoo

انسان از خدا پرسید:


چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟


خدا پاسخ داد …


این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .


عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.


و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .


زمان حال فراموش شان می شود .


آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد

.
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .



خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

بعد پرسیدم …


به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد

بگیرند ؟
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .


یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .


اما می توان محبوب دیگران شد .


یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد


یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که

دوست شان داریم ایجاد کنیم .


و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .


با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .


اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .


یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت

ببینند .


یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

همیشه .

دوستون دارم.......................رویا



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 13:54
samanoo

انسان از خدا پرسید:


چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟


خدا پاسخ داد …


این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .


عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.


و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .


زمان حال فراموش شان می شود .


آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد

.
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .



خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

بعد پرسیدم …


به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد

بگیرند ؟
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .


یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .


اما می توان محبوب دیگران شد .


یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد


یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که

دوست شان داریم ایجاد کنیم .


و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .


با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .


اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .


یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت

ببینند .


یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

همیشه .

دوستون دارم.......................رویا



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 13:54
samanoo



داستان
روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .

استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "

شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "

پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت... نمک برداره و اونو همراهی کنه . رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .

استاد اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولی بود . "

پیرهندو گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب .  

دوستدار شما رویا



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 13:51
samanoo

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی


های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که

می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود

آشتی دهد

یادم باشدکه خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان

باشد

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران

باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،… رنگهایی را که



بایسته است بر آنها بزن



روزهایتان رنگارنگ



دوستان عزیز نوروز یعنی اینکه بدونیم هیچ زمستونی موندنی نیس...منتظر



بهار قشنگتون باشید که زود زود از راه میرسه



  نوروزتون پیرووووز ...........................................................رویا 



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 13:49
samanoo


 


 



            ارسال نظر(0)
چهارشنبه 23 اسفند 1391 :: 23:18
samanoo

صفحه قبل1...91011صفحه بعد

درباره وبلاگ


صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو . عرض سلام دارم خدمت دوستان گل، خیلی خوش اومدین به وبلاگ من...لحظاتتون سرشار از شادی...نظر یادتون نره ممنون از همتون `•.¸.•´ ♡ ¸.•´¸.•´¨) ¸.•*¨) (¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران