یک فنجان چای مهمان من...
HI,...Welcome to my blog,my friends

دل من دیر زمانی است که می‌پندارد:
«دوستی» نیز گُلی است؛
‏مثل نیلوفر و ناز، 
‏ساقه‌ی ترد ظریفی دارد. 
‏بی‌گمان سنگدل است آن‌که روا می‌دارد 
‏جانِ این ساقه‌ی نازک را 
‏- دانسته -
‏بیازارد!

در زمینی که ضمیر من و توست،
از نخستین دیدار،
هر سخن، هر رفتار،
دانه‌هایی است که می‌افشانیم.
برگ و باری است که می‌رویانیم. 
‏آب و خورشید و نسیم‌اش ‏«مهر» است 

‏گر بدان‌گونه که بایست به بار آید، 
‏زندگی را به دل‌انگیزترین چهره بیاراید. 
‏آن‌چنان با تو درآمیزد این روحِ لطیف، 
که تمنای وجودت همه او باشد و بس. 
بی‌نیازت سازد، از همه چیز و همه کس. 
‏زندگی، گرمی دل‌های به هم پیوسته‌ست 
‏تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است...




            ارسال نظر(0)
چهارشنبه 23 مهر 1393 :: 21:04
samanoo

درباره وبلاگ


صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو . عرض سلام دارم خدمت دوستان گل، خیلی خوش اومدین به وبلاگ من...لحظاتتون سرشار از شادی...نظر یادتون نره ممنون از همتون `•.¸.•´ ♡ ¸.•´¸.•´¨) ¸.•*¨) (¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران