یک فنجان چای مهمان من...
HI,...Welcome to my blog,my friends

گاهی برای چشیدن خوشبختی واقعی باید بدنبال دلتان بروید و اهمیت ندهید دیگران ممکن است چه فکری کنند. خداوند از شرایطی شما را عبور میدهد که هیچ از آن سر در نمی اورید فقط به این دلیل که شما را به جایگاهی برساند که شایسته اش هستین. پس به اواعتماد کنید...

 



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 02 خرداد 1392 :: 12:18
samanoo

خدایا...

همانطور که از تو بخاطرنعمت زندگیم سپاسگزاری میکنم، برای نعمت آدم های نازنینی که در طول این سفر سر راهم قرار داده ای نیز ممنونم. برخی از آنها الهام بخش من بودند، باعث رشدم شدند، مرا به چالش کشیدند، دوستم داشتند و تشویقم کردند. همه آنها یاریم کردند تا بفهمم زندگی چقد زیبا و پرمعناست. من آنها را بسیار دوست میدارم. خداوندا به آنها سلامت، امنیت، ثروت، موفقیت، آرامش و شادی عطا کن و دعایشان را مستجاب فرما.آمین...

اللهم عجل الولیک الفرج



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 02 خرداد 1392 :: 11:57
samanoo

هیچ‌ کس دوست ندارد روز بدی را آغاز کند. برخی افراد هنگامی که از خواب برمی‌خیزند بدخلق هستند. این خلق و خوی بد و انجام برخی حرکات نادرست قبل از رفتن به محل کار، تاثیر بسزایی بر شروع یک روز بد و پرتنش خواهند داشت.

راههای پیشنهادی ما برای شروع یک روز خوب و با نشاط را از دست ندهید.

به موقع بیدار شوید

 

بیشتر افراد با شنیدن صدای زنگ ساعت بیدار شده و با خاموش کردن آن دوباره به رختخواب باز می‌گردند. این عمل ممکن است بارها و بارها و با توجیه �ده دقیقه دیگر بیدار می شوم� تکرار شود. با انجام این عمل و دیر برخواستن از خواب، شما از انجام فعالیت‌های روزانه خود عقب مانده و با فرصت کم و انبوهی از کارهای عقب‌ مانده مواجه خواهید شد. در نتیجه روز پر استرسی را پیش رو خواهید داشت. با بیدار شدن به موقع، لذت انجام فعالیت‌های روزانه خود را از دست

 

ندهید.

 

 

ورزش کنید

 

هنگامی که زود از خواب برخیزید حتما فرصت انجام نرمش و یا پیاده‌روی را خواهید داشت. اگر وقت کافی دارید، لباس ورزشی مناسب بر تن

کرده و برای پیاده‌روی به سمت طبیعت بروید. انجام حرکات ورزشی و پیاده‌روی، شما را برای آغاز یک روز شاد و مفرح آماده می‌سازد.

 

دوش بگیرید
 دوش گرفتن خستگی روز گذشته را از تن شما می‌زداید و شما را برای شروع یک روز کاری، سرحال و شاداب نگه می‌دارد.

 برنامه‌ریزی کنید
 برای انجام هر کاری زمانی را در نظر بگیرید، حتی برای عوض کردن لباس‌هایتان. با درنظر‌گرفتن زمان و برنامه‌ریزی درست، مطمئن باشید نه تنها کارهای ناتمام خود را انجام خواهید داد، بلکه زمان اضافه نیز خواهید داشت.

صبحانه مفصلی بخورید

 

پس از انجام کارهای ذکر شده، اکنون نوبت خوردن صبحانه است. میز صبحانه مفصلی برای خود بچینید و در آن میوه، غلات و لبنیات بگنجانید.

 قهوه بنوشید
 نوشیدن قهوه باعث می شود که احساس رخوت و خواب آلودگی بطور کامل از بین برود. اگر هر صبح به سختی از خواب بلند می شوید، حتما یک فنجان قهوه بنوشید تا دیگر کسل و خسته نباشید.

 روزنامه بخوانید

در هنگام خوردن صبحانه می توانید روزنامه بخوانید. شاید مطلب جالب و شگفت‌انگیزی را مطالعه کنید که در طول روز به شما انرژی مثبتی القا کند. اگر چه خواندن یک مطلب ناراحت‌کننده نیز می‌تواند حس بدی در شما ایجاد کند. از این رو، بخش ورزشی و تکنولوژی گزینه های مناسبی هستند.

 کمی استراحت کنید
 کمی از وقت‌تان را به استراحت اختصاص دهید. به بالکن و یا ایوان خانه بروید و به منظره بیرون از خانه بنگرید. نفس عمیق بکشید و کمی با خود خلوت کنید.

 کمی تمیزکاری کنید
 هنگامی که جسمی را تمیز کنید، احساس خوبی به شما دست می‌دهد. احساسی مانند احیای ارزش به شما دست خواهد داد. می‌توانید میز و یا کابینت را دستمال بکشید و این حس را در خود ایجاد کنید.

 فرزندان‌تان را از خواب بیدار کنید

اگر دارای فرزند هستید، با یک بوسه فرزندتان را از خواب بیدار کنید. بوسیدن و بغل‌کردن فرزندان حس رضایت غیرقابل وصفی به شما خواهد داد.

 همسرتان را از خواب بیدار کنید
 حسی مشابه بیدار کردن فرزندان از خواب، در انتظار شماست. اگر هر صبح به همسرتان هنگام درست کردن صبحانه نگاه می‌کنید، امروز خود صبحانه را آماده کنید و روز متفاوتی را رقم بزنید.

 حیوان خانگی‌تان را به گردش ببرید
 اگر حیوان خانگی در منزل نگهداری می‌کنید، هر صبح چند دقیقه وقت بگذارید و حیوان‌تان را به گردش ببرید. شک نکنید که از بازی کردن و دویدن او در طبیعت، شما نیز شاداب خواهید شد.

 در حال رانندگی موسیقی گوش دهید
 هنگام رانندگی به موسیقی مورد علاقه‌تان گوش‌ دهید. البته برخی افراد سکوت را ترجیح می دهند و وقت بیشتری را به تمدد اعصاب اختصاص می‌دهند. اما اگر خواهان کسب انرژی هستید، گوش کردن به موسیقی‌های ملایم و در عین حال باطراوت را فراموش نکنید.

 با آرامش رانندگی کنید
 فراموش نکنید که هیچ وقت در هیچ کاری عجله نکنید. تند رانندگی کردن و سبقت گرفتن، ممکن است باعث زود رسیدن به محل کار شود اما چرا باید یک روز خوب و با آرامش را به یک روز پر استرس تبدیل کرد؟ با برنامه‌ریزی صحیح، سعی کنید به موقع از خانه خارج شوید، کمربند خود را ببندید، با آرامش رانندگی کنید و جان خود و دیگران را به خطر نیندازید.

 با لبخند وارد محل کارتان شوید

هنگامی که با لبخند وارد محل کارتان شوید،‌ انرژی مثبتی را به همکاران خود منتقل می‌کنید. مطمئن باشید با لبخند متقابل همکاران‌تان،‌ انرژی شما نیز دو‌‌‌‌چندان خواهد شد.

 با دوستان نزدیک خود گفتگو کنید
 با مهربانی، با دوستان و همکاران خود به گفتگو بپردازید. صحبت با دوستان و همکاران شما را با نشاط خواهد کرد. شوخی و خنده را فراموش نکنید.

 به یک روز خوب فکر کنید

در آخر، هر صبح هنگامی که از خواب برمی‌خیزید، از خدا بخواهید که یک روز خوب را برای شما رقم بزند. مهمترین نکته در داشتن یک روز خوب، فکر کردن به آن است. در ذهن خود یک روز پر‌ ثمر و با نشاط را ترسیم کنید و از رسیدن به اهداف خود لذت ببرید.



            ارسال نظر(1)
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 :: 15:06
samanoo

زندگی زیباست ...

و هر روزش آغازی دوباره

برای استفاده از فرصت ها و جبران گذشته..


زندگی زیباست ...

به سادگی و لطافت شبنمی نشسته بر برگی سبز ...

و با اندکی زبری به زبری حاشیه های برگ رُز ....

و اما با دور نمایی زیبا و فراموش نشدنی

با صحنه های رنگارنگ و دل نشینش ...

بی سایه .. بی غم

و با اندکی پستی و بلندی ...

کسی چه می داند ؟

همیشه انگونه که میخواهیم نیست ...

و هرچه میخواهیم به دست نمی آید ...

هجران ها هم حکمتی دارند ..



            ارسال نظر(1)
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 :: 14:39
samanoo

 

من ، وقتی از بابام پول تو جیبی میخوام !



            ارسال نظر(0)
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 :: 14:31
samanoo

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد       عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود.

از او پرسید: که چرا این همه سختی را متحمل می شود؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته است اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام دهی.

مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم.

حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد.



تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...



رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد. (کنز العمال، ج2، ص72)



            ارسال نظر(0)
جمعه 20 اردیبهشت 1392 :: 22:14
samanoo

در حالی که آلودگی هوا و گرمای زمین هر روز در حال افزایش هستند، نیاز به اختراع و استفاده از محصولاتی با مصرف انرژی کمتر و البته امکان حذف ذرات آلاینده و مضر هم بیشتر می‌شود.

لپ‌تاپ جدید PlantBook همان محصولی است که می‌تواند همه این امکانات را داشته باشد. این لپ‌تاپ مکانیسمی دارد که از مکانیسم جذب آب توسط درخت بامبو الهام گرفته است. این لپ‌تاپ که طراحی سازگار با محیط زیست دارد، با آب کار می‌کند و با حذف گازهای مضر برای محیط زیست و انسان‌ها، گاز اکسیژن را ساطع و منتشر می‌کند. این درست همان کاری است که هر گیاهی انجام می‌دهد.

انرژی برق مورد نیاز این لپ‌تاپ در هنگام قرار گرفتن در آب و از طریق الکترولیز بدست می‌آید.

نکته جالب توجه درباره این نوت بوک مجهز بودن آن به نمایشگری با دو روکش است که به راحتی می‌تواند در یک بطری یا ظرف آب خارجی هم قرار بگیرد. به این ترتیب لایه رویی انرژی خورشیدی را گرفته و ذخیره می‌کند و لایه زیری انرژی مورد نیازش را از الکترولیز در آب تامین می‌کند تا به این ترتیب تمام انرژی این لپ‌تاپ از عناصر طبیعی گرفته شده و در مقابل اکسیژن هم منتشر کند.

 

 



            ارسال نظر(0)
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 :: 19:47
samanoo

و میگویند ای کاش به قبل از امتحانات باز میگشتیم

آیا به اندازه کافی فرجه نداده بودیم؟

و اینچنین است عاقبتشان....

و هیچگاه پاس نخواهد شد..
..



            ارسال نظر(2)
پنج‌شنبه 12 اردیبهشت 1392 :: 13:13
samanoo

معمولی بودن در زندگی، میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد. مثلا:

 شاگرد معمولی بودن. قیافه معمولی داشتن. دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن و معمولی رقصیدن و معمولی جشن عروسی بر پاکردن، معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن و دوست معمولی پیداکردن!
 ...

منظورم از "معمولی" همان است که عالی و ایده آل و منحصر به فرد و کمیاب و در پشت ابر ها نیست، بلکه همین جا، روی زمین، کنار ما، فراوان و بسیار هست.

 فرهنگ ایده آل گرایی تیغ دولبه ای ست که هم انگیزه ای ست مثبت برای پیشرفت و هم می تواند شوق و ذوق فراوان آدمهای معمولی را شهید کند. من مثلا بعد از سالها با علاقه نقاشی کشیدن، روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه نقاشی را کنار گذاشتم. این کنار کشیدن زمانی بود که همکلاسی دبیرستانم، در عرض دو دقیقه با مداد بی جانش، چهره معلم مان را کوبید کنار طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از او بکشم.

 حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نا بغه بود و تمرین و پی گیری من خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت معمولی بودن را تحمل نکنم.

آن روزها آنقدر ضعیف بودم که با شاخص های "ترین" زندگی کرده و خود را مقایسه می کردم. و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می کند.

 شاید همه آدم ها اینطور نباشند. من اما، همیشه در درونم یک سوپر انسان داشته ام که می خواست اگر دست به گچ بزند، آن گچ حتماً بایستی طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن را ندارد.

 اما امروز فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش را عمل میکند، نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.

 حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.

تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین" هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی م عشق می ورزم .
..



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 12 اردیبهشت 1392 :: 13:04
samanoo

 

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شدو برمی گشت !

پرسیدند :
چه می کنی ؟
پاسخ داد :
...در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...
گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
...
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :
هر آنچه از من بر می آمد

تقديم به همه كساني كه روزي وارد زندگيم شدن وخطي در دفتر دلم كشيدن

 

 

 



            ارسال نظر(0)
شنبه 07 اردیبهشت 1392 :: 20:15
samanoo
درباره وبلاگ


صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو . عرض سلام دارم خدمت دوستان گل، خیلی خوش اومدین به وبلاگ من...لحظاتتون سرشار از شادی...نظر یادتون نره ممنون از همتون `•.¸.•´ ♡ ¸.•´¸.•´¨) ¸.•*¨) (¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران